امروز جمعه 12 شهريور 1389
Friday 3 September 2010
داخلی  »  مصاحبه  »  نگاه ويژه

عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز در گفتگو با عدالتخانه:

رهنورد شعور آذری زبانان را به سخره گرفته است

29 خرداد 1388 ساعت 15:07
اینکه خانم رهنورد، با پیشوند دکتر و با سوابق علمی و فرهنگی شان چنین استدلالی را پیش کشیده اند واقعاً جای تعجب دارد. ایشان با این ترتیب، هم موقعیت علمی خودشان و هم شعور مردم آذربایجان و لرستان را زیر سئوال می برند. اگر قرار باشد که لرستان به دامادش اقبال بیشتری نشان دهد، خوب چرا به پسرش، مهدی کروبی، نباید عنایت بیشتری داشته باشد؟ آیا پسر از داماد اولی نیست؟!
رهنورد شعور آذری زبانان را به سخره گرفته است

عدالتخانه - گروه تحلیل سیاسی

اشاره: در پی اظهارات اخیر زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی، در گفتگو با بنگاه خبرپراکنی دولت انگلستان(BBC)،مبنی بر تعلق آرای آذری زبانان و لُرها به همسر ایشان و ادعای تقلب در انتخابات بر مبنای این استدلال، خبرنگار عدالتخانه در تبریز گفتگویی با آقای دکتر «احمد فرشبافيان»، عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز،انجام داده است که در آن به برخی از ادعاهای زهرا رهنورد پاسخ داده شده است. متن این گفتگو به شرح ذیل است.


* آقای دکتر! صحنه انتخابات ریاست جمهوری در آذربایجان شرقی را چطور دیدید؟

همانند سراسر کشور که شور فوق العاده ای بر فضا حاکم بود، در آذربایجان هم شاهد همین شور بودیم. از سوی دیگر، با عنایت به فعالیت گسترده رسانه ها، بویژه رسانه ملی، میزان ارتباط مردم با موضوع انتخابات، افزایش یافت. همزمان با اوج گیری هیجان انتخاباتی، شعور انتخاباتی و ارزیابی های دقیق از سوی مردم نیز قابل توجه بود. به تعبیری، آذری ها، شور و شعور را با هم به میدان آوردند.

* نوع مواجهه مردم با کاندیداهای حاضر چگونه بود؟ آیا شناخت مناسبی از ایشان وجود داشت؟

با توجه به سوابق مختلف کاندیداها، قطعاً نگاه مردم به آنها حساب شده بود. علاوه بر رئیس جمهور فعلی، هر سه نامزد دیگر، در مقاطع مختلف، مسئولیت های متعددی برعهده داشته اند و همین سوابق، شناخت مردم را جهت می داد. بر اینها بیفزایید صحبت ها و ارائه دیدگاه های این افراد را در ایام نزدیک به انتخابات. با این حساب، زمینه لازم برای یک قضاوت عقلانی و حساب شده مهیا بود. اینطور نبود که آذری ها، با چشمان بسته و بی توجه به واقعیات اقدام به گزینش افراد کنند. آذری ها در مواجهه با تمام کاندیداها، با درایت و تیزهوشی خاصی عمل می کنند. هرچند شاید باشند اقلیتی که چنین نباشند.

* تاثیر معیارهای مبتنی بر مسائل قومیتی را در میان آذری ها تا چه اندازه می دانید؟ اساساً آیا می توان سهمی به این قبیل معیارها قائل بود؟

عرض کردم که غالب آذری ها، انتخابی هدفمند و مبتنی بر عقلانیت

دیگر نمی توان با تبلیغاتِ پیش پاافتاده ای همانند هم زبانی و هم محلی، با مردم روبرو شد. باید حرف زد و برنامه داشت. موضوع قومیت، بیش از همه توسط خود کاندیداها و ستادهای تبلیغاتی و مشاورین آنها دامن زده می شد. در حالی که از مدت ها پیش معلوم بود که دیگر نمی توان با دستاویز قرار دادن قومیت، وارد عرصه انتخابات شد.
و محاسبه گری و فارغ از احساسات داشته اند. آنها بویژه در انتخابات مهمی همانند انتخابات ریاست جمهوری، توجهی به تعلقات قومیتی و اصل و نسب افراد ندارند. آنچه برای آنها مهم است، توانمندی و سوابق افراد است. البته نمی توان انکار کرد که کسانی هم به مسئله قومیت و هم زبانی توجه دارند؛ اما قطعاً تعداد آنها در جهت گیری اصلی انتخابات تاثیری ندارد. در این دوره، ما شاهد گفتگوها و مناظرات بسیار جدی و مهم میان کاندیداها بودیم. مسائل بسیار مهمی نیز در این برنامه ها مطرح شد که در انتخاب نهایی مردم قطعاً موثر بود. مگر می توان این همه حرف و حدیث را با دلبستگی های قومی و محلی تحت الشعاع قرار داد؟

* یعنی شما قبول ندارید که مردم آذربایجان به خاطر علاقمندی های منطقه ای، توجه ویژه ای به کاندیدای هم زبان خود داشته اند؟

ببینید، آمارهای تفکیکی استان ها و شهرستان ها منتشر شده است. کاملاً روشن است که این قاعده، که هم زبانی و تعلق به منطقه جغرافیایی خاص دلیل بر اقبال مردم می شود، عمومیت ندارد. ترکیب آراء تقریباً شکلی طبیعی دارد. نمی توان از این موضوع، قاعده عام استخراج کرد. بالاخره باید توجه داشت که تغییراتی در کشور رخ داده و ترکیب جمعیتی و سطح آگاهی عمومی به شکل محسوسی بالا رفته است. دیگر نمی توان با تبلیغاتِ پیش پاافتاده ای همانند هم زبانی و هم محلی، با مردم روبرو شد. باید حرف زد و برنامه داشت. موضوع قومیت، بیش از همه توسط خود کاندیداها و ستادهای تبلیغاتی و مشاورین آنها دامن زده می شد. در حالی که از مدت ها پیش معلوم بود که دیگر نمی توان با دستاویز قرار دادن قومیت، وارد عرصه انتخابات شد.

*پس از اعلام نتایج انتخابات، شائبه های از سوی کاندیداهایی که توفیق نیافته اند مطرح شد. از جمله اینکه صراحتاً صحبت از تقلب و خدشه دار بودن نتیجه و جابجا شدن آرای مردم به میان آمد. در این میان، خانم زهرا رهنورد، همسر آقای میرحسین موسوی، در مصاحبه ای که در 23 خرداد با بی بی سی فارسی داشت، در توضیح مستندات همسرش برای اثبات تقلب در انتخابات، به موضوع آذری بودن آقای موسوی و حتی لر بودن خودشان اشاره کرده و چنین نتیجه گرفته اند که حتماً آذری ها فرزند خود را و لر ها هم داماد خود را بر احمدی نژاد ترجیح می دادند و اینکه چنین نشده است، نشان از وجود تقلب در انتخابات دارد! با توجه به توضیحات پیشین شما، این استدلال تا چه اندازه می تواند معقول باشد؟

اصل موضوع تایید یا رد صحت انتخابات، بر عهده مراجع قانونی کشور است و با هیاهو نمی توان وجود تقلب و ناراستی را اثبات کرد. کسانی که چنین ادعایی دارند، باید مستندات خود را ارائه نمایند. اینکه خانم رهنورد، با پیشوند دکتر و با سوابق علمی و فرهنگی شان چنین استدلالی را پیش کشیده اند واقعاً جای تعجب دارد. ایشان
اینکه خانم رهنورد، با پیشوند دکتر و با سوابق علمی و فرهنگی شان چنین استدلالی را پیش کشیده اند واقعاً جای تعجب دارد. ایشان با این ترتیب، هم موقعیت علمی خودشان و هم شعور مردم آذربایجان و لرستان را زیر سئوال می برند. اگر قرار باشد که لرستان به دامادش اقبال بیشتری نشان دهد، خوب چرا به پسرش، مهدی کروبی، نباید عنایت بیشتری داشته باشد؟ آیا پسر از داماد اولی نیست؟!
با این ترتیب، هم موقعیت علمی خودشان و هم شعور مردم آذربایجان و لرستان را زیر سئوال می برند
. مبنای عقلانی این استدلال را کجا باید جستجو کرد؟ به نظرم، وقتی دست کسی از سندهای قابل اعتنا خالی باشد، چاره ای جز بکارگیری چنین استدلال های ضعیفی نیست. اگر قرار باشد که لرستان به دامادش اقبال بیشتری نشان دهد، خوب چرا به پسرش، مهدی کروبی، نباید عنایت بیشتری داشته باشد؟ آیا پسر از داماد اولی نیست؟!
مردم آذربایجان، بارها مورد کم لطفی قرار گرفته اند ولی نه تا این اندازه که کسی با ادعای روشنفکری و عقلانیت، چنین قضاوت سطحی درباره آذری ها داشته باشد. این اظهارات، قطعاً ناشی از بی اطلاعی و عدم شناخت خانم رهنورد نسبت به آذربایجان است. ایشان شعور ساکنین این خطه را به سخره گرفته اند. خطاب به ایشان باید گفت: «چشم ها را باید شست، جور دیگری باید دید». این استدلال عصر حجری از سوی خانم رهنورد باعث تاسف است.

* با این حساب، دلیل اقبال مردم آذربایجان شرقی به آقای احمدی نژاد چه بود؟

عرض کردم که مردم باشعور آذربایجان، به دقت فعالیت های دولت را رصد کرده اند. اینطور نیست که از سر احساس و بدون منطق رای داده باشند. وقتی مردم روستاها و شهرهای کوچک و محروم استان، در دو سفر استانی دولت و رئیس جمهور، شاهد فعالیت های شبانه روزی دولتمردان باشند، طبیعی است که قضاوت مثبتی به دولت داشته باشند. جایگاه رئیس جمهور و دولت نهم، جایگاه خیالی نیست. این اقبال، در سایه تلاش های صادقانه و دلسوزانه آقای احمدی نژاد و همکارانشان شکل گرفته است. از آمار منتشره هم مشخص است که شهرهای کوچک و روستاها، بیشترین اعتماد را به دکتر احمدی نژاد داشته اند. منطقاً خدمات دولت و سرکشی های مرتب رئیس جمهور را باید در ایجاد این اعتماد باید پذیرفت. نمی توان انتظار داشت که مردم، خدمت های شبانه روزی دولت را با تعلقات و دلبستگی های قومی معامله کنند. مردم، کار می خواهند و نه ظاهرسازی های روشنفکرانه را.

*به نظر شما، چرا انتظارات آقای موسوی از میزان آرای خود برآورده نشد؟

دلایل متعددی دارد که طرح آنها فرصت فراخ تری می طلبد. باید عرض کنم که بنده و دوستانم در سال های دهه شصت، از سرسخت ترین مدافعین دولت آقای موسوی در مقابل جناح مخالف دولت ایشان بودیم. در آن سال ها در قالب تشکلات دانشجویی دفاع معقولی از ایشان صورت می دادیم. دلیلش هم روشن بود؛ بخاطر اینکه دولت را در خط امام وارزش های انقلاب می دیدیم. اخیراً که ایشان پس از سالها سکوت وارد میدان انتخابات شدند، متاسفانه اطرافیان و حامیان ایشان، تناسب چندانی با گذشته و سوابق آقای موسوی نداشتند. حلقه متناقضی که بر گرد ایشان جمع شده بودند، نگرانی هایی را برانگیخت و تبعات همین نگرانی ها، دامن ایشان را گرفت. آقای موسوی، متاسفانه نخواستند یا نتوانستند نسبت به اطرافیان و حامیان خود موضع شفافی داشته باشند. طبیعتاً اینها در اقبال مردم موثر هستند.


.

کد مطلب : 2952
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1388-11-10 14:01

مگر رهنورد خود شعور دارد . افتخار ما آذري ها اين است وقتي سر مساپل اسلام و انقلاب پيش مي آيد هيچ تعصبي نداريم با اينكه افرادي واقعا متعصب هستيم ما آزاد انديشيم نه مثل مريم رجوي كوچك( رهنورد) كوته انديش.

1388-05-10 23:15

به نظر من آذري ها هرگز به افرادي مثل اقاي احمدي نژاد راي نمي دهند در اين چهار سال گذشته چه گلي به سر آذر بايجان زده اند

1388-05-10 23:21

ضمنا؛ شما نبايد گزينشي نظرها را در سايت ميگذاريد چطور شمانامه ها را در رويت مردم ميگذاريدولي نظر عادي مرا نه

1388-04-17 09:36

اين همه روي كلمه شعور تاكيد شده است. افزايش حقوق كارمندان و بازنشستگان و سهام هاو فلان روي شعور جماعت تاثيري نمي گذارد؟!

1388-04-07 01:31

اقاي فرشبافيان مسوول بسيج اساتيد دانشگاه تبريز هستند كه در طول چهار سال عضويت بنده در بسيج دانشجويي فقط يك بار موقع بحران به زور از اتاقشون بيرون اومدن احتمالا اين مصاحبه رو بعد از تعطيل شدن دانشگاه انجام دادن

12